نومیدی

گیج میرفتم سرت را در هجوم خاطرات....
یک چک برگشت خورده.........
غرق در شب های ممتد...بغض پنهان در گلو...
حیرت از یک رنگ ابی...حس و حال بازجو...
حسرت پایان وحشت...نیمه شب های دراز...
حسرتی بیمارگونه با دو چشم نیمه باز...
حسرت لمس عجب...لبخندهای سرد تو...
می کشم درد شدیدی باز در سردرد تو...
در سرم سردرد هایت رخنه در جان می کند...
مانده اینجا یک خیال از تو ک عصیان می کند....
بی تفاوت غرق در افکار کشدار و لزج...
سایه ای بی روح بیرنگ و پریشان و سمج....
روبرویت مرده ای...تلفیقی از من در زنی...
جاده ای تاریک در اعماق یک اهریمنی...
پشت سر یک مشت از من از تو و این مهملات...
اشک های یک کلاغی پشت بام خاطرات...
جای یک پنجول گربه روی گونه...صورتت...
فحش های فاک دار...سرگیجه های مفرطت...
زیر چشمت یک کبودی...جای زخم حربه ای...
واکنش های خشن...اشفته و خونابه ای....
در تو من هست و زنی تا قرن ها وامانده بود...
در ته غصه کلاغی در فراموشی مرده بود...
روی لبهایت جنازه...نعشی از یک رازی و...
داستان رد خون....مردی در عمق زاری و...
پشت این مرد سرپا...خاطره از غصه مرد...
یک چلاق بی سروپا فحش خورد از هر ک بد...
فحش خورد تلخندهایت مثل بغضی در گلو...
فحش خوردم...خاندنت را در کتاب مارلو...
گنگ میرفتم درونت...شعرها هم گیج بود...
چرت و پرتی روی کاغذ...شاعری در cage بود...
در تو و سرگیجه هایت حسرتی پر شیشه بود...
خرده هایش از camel کام عمیق از ریشه بود...
گیج میرفتم سرت را باز عمری ازگار...
من چکی برگشت خورده بودمت از روزگار...
من چکی در صورتت بودم...غرق سوءظن...
مثل گل در فاضلاب تلفیقی از عطر و لجن...
رخنه در رویای فردا بیدلی اشفته حال...
طالع نحسم...کلاغی در بدر...در انفعال...
سایه ای تلخ و مریض و گیج...همچون زهرمار...
حرف هایم ب نزد هرکسی بی اعتبار‌....
رد حرفی خشک ماسیده است در کنج لبت...
سایه ای با اشک خابیده است در نیمه شبت...
حسرت ماسیده را با خود ب قبرش می برد...
زیر چشمان کبودت...مرگ صبرش می برد...
در سرش...سردردهایت را ب جانش می خرید...
هر شب از پشت خیالت چون کلاغی می پرید...
گیج می رفت و نمی رفتم بدون پانویس...
می زنم لولای خود را هرشب و هرشب گریس...
------------
حرف وقتی خوبه ک بوی حکمت بده...ک رنگی از عمق داشته باشه...وقتی خودم چیزایی رو ک نوشتم حتی یکبار هم نمیتونم بخونم چون انقد بچگانه و بی سروته ب نظر میاد ک باز پاکش میکنم...حرف نزنم نمیگن لالم...
دیدگاه ها (۴)

نومیدی

نومیدی

نومیدی

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط